مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)
237
گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)
و « 1 » باه را زيان دارد و تشنگى آورد . طاخك « 2 » سرد و خشك است . معده را سود دارد « 3 » . طلع « 4 » اول بار درخت خرما است « 5 » . سرد و تر است . رودگانى را قوت دهد . طبع را ببندد . باب الظا ظلف « 6 » سرمژه « 7 » گوسفند است ؛ سرد « 8 » و خشك است « 9 » . خاكستر او را « 10 » بر « 11 » داء الثعلب طلى كردن « 12 » سود دارد « 13 » . باب العين عاقرقرحا « 14 » طرخون كوهى است . گرم و خشك است در درجهء سوم « 15 » . عرق النسا را سودمند است و تحليل بلغم كند . عناب ؛ بهترين عناب گرگانى است . معتدل است « 16 » در گرمى و سردى . سينه و حلق را سودمند است . آب آن « 17 » را « 18 » غرغره كردن . خناق را سود دارد . عنبر گرم و خشك « 19 » است در درجهء دوم « 20 » . دل و دماغ را قوت دهد و در روح بيفزايد . عود گرم و خشك است در درجهء دوم . دل و دماغ را قوت دهد « 21 » . خائيدن او بوى
--> ( 1 ) . م : - و . ( 2 ) . طاخك : به فتح خا ، درختى است كه آن را طاق گويند و به عربى علقم خوانند . بعضى آن را ميوهء طاق دانستهاند و برخى ثمر درختى كه آن را در گرگان زهر زمين گويند ( برهان قاطع ) ؛ طاخك زيتون تلخ است . ( حواشى برهان قاطع ) . ( 3 ) . م : - طاخك . . . دارد . ( 4 ) . طلع : به فتح اول . ( 5 ) . س : - است . ( 6 ) . ظلف : به كسر اول ، سم جانوران سم شكافته ، كفشك . ( لغتنامه ) . ( 7 ) . م : سرمجه ؛ سرموجه : پاىافزار ( لغتنامه ) . ( 8 ) . س : - سرد . ( 9 ) . س : - است . ( 10 ) . م : - را . ( 11 ) . م : + را . ( 12 ) . م : - طلى كردن . ( 13 ) . م : سودمند است . ( 14 ) . م : + بيخ . ( 15 ) . م : سيوم . ( 16 ) . م : - است . ( 17 ) . م : او . ( 18 ) . م : - را . ( 19 ) . م : - و خشك . ( 20 ) . م : دوم . ( 21 ) . س : - و در روح . . . دهد .